X
تبلیغات
ایمان،تعقل،عشق

ایمان،تعقل،عشق

وقتی در زندگی ات عمل،بیش از حرف نقش ایفا بکند،هر روز –بارها–به خودت می گویی:هی! تو فوق العاده ای

تو که نامت مهربانیست...

خدایا!!!

مرا به خاطر گناهانی که در طول روز

با هزاران قدرت عقل توجیهشان می کنم ببخش...

دستم به آسمانت نمی رسد...

اما تو که دستت به زمین می رسد

"بلندم کن"

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم بهمن 1390ساعت 12:52  توسط جویای حقیقت  | 

حس خوبی بود

اول دبستان،وقتی تنها یه گوشه از حیاط مدرسه وایسادی یه نفر میاد و  بهت میگه با من دوست میشی؟

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم بهمن 1390ساعت 23:13  توسط جویای حقیقت  | 

START AGAIN

سلام و صد سلااااااااااااام و هزاران درود،

یه سلام به گرمی دل همه ی شما،

یه سلام با یه شروع دوباره،با یه آغاز نو،

دلم برای همه ی شما،برای حضور خودم پشت این صفحات تنگ شده بود...

یه آغاز به نو بودن تحویل سال عشق،تحویل سال فکر و بینش...

قرارم با خودم این بود که یک سال نباشم تا به کل متمرکز بشم به دنیای خاکی و چند تا مسأله تا نتیجه ی دلخواهم رو بگیرم،

ولی به لطف خدا جونم که خیلی دوستش دارم توی همین چند ماه(به خصوص دو ماه اخیر) به نتیجه ی مورد نظرم رسیدم.
+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم بهمن 1390ساعت 22:6  توسط جویای حقیقت  |